به گزارش خبرنگار
خبرگزاری صدا و سیما ، پیروز حناچی در نخستین گفتگوی خود افزود : خیلی فرق می کند میان سازمانی که از منابع عمومی و دولتی استفاده می کند با سازمانی که خودش برای برنامههای خود درآمد کسب میکند.
وی ادامه داد : اینکه اگر شهرداری تهران نتواند روزی ۲۵ میلیارد درآمد کسب کند ممکن است در مدیریت امور جاری خود بماند.
شهردار منتخب شورای شهر تهران گفت : آن چیزی که اصطلاحا به آن تراکم فروشی می گوییم ، یعنی واگذاری اجازه ساخت ، خارج از برنامه های مصوب و
بسیار خطرناک است.
وی افزود : یکی از خطراتش این است که نمیتوانیم جمعیتپذیری شهر را کنترل کنیم ، منابع را به تناسب توسعه بدهیم و در زیر ساختهای اصلی مثل آب و تامین منابع آبی و توسعه شبکه فاضلاب نمیدانیم با چه جمعیتی مواجه هستیم.
حناچی گفت : یکی از برنامههایی که ارائه کردم توسعه مبتنی بر اقتصاد فرهنگی است که یکی از کم عارضه ترین و پر بازده ترین نوع توسعه در شهرهاست یعنی روی سرمایه گذاری های بضاعت فرهنگی سرمایه گذاری اقتصادی می کنید و در کشورهای اروپایی هم با این ظرفیت با هم رقابت می کنند.
شهردار منتخب تهران گفت : اگر مردم بیینند که مسئولان شان ساده زیست هستند و در شرایط سخت غمی مانند آنها دارند، تحمل شرایط سخت برای آنها راحت تر خواهد بود و در حوزه مسائل شهری نیز تقریبا همه از این جنس است و ما موقعی میتوانیم در حال چالشهای بزرگ پیش رو تاثیرگذار باشیم که مردم همراه ما باشند.
وی افزود : اگر بازگشت هولوگرام فراتر از چارچوب طرح تفصیلی و طرح جامع تهران باشد خیلی نباید نگران بود اما اگر چیزی فراتر از آن بود باید نگران بود.
حناچی با بیان اینکه از منابعی که ما در ایران کمتر استفاده کردیم و چوب آن را هم خوردیم، در حقیقت مالیات بر ارزش املاک است، گفت : چرا باید یک نفر ۱۰ واحد خالی مسکونی داشته باشد و خالی نگهدارد و هیچ کس نیز سراغ آن نرود ، دولت و حاکمیت حداکثر برای نخستین واحد می تواند معافیت ایجاد کند.
وی افزود : کسی که صاحب ۱۰ واحد مسکونی است و سرمایه ای را در شهر نگه داشته باشد باید مالیات و عوارض آن را سالیانه بدهد.
شهردار منتخب تهران با بیان اینکه به عهدهایی که می بندیم باید پایدار باشیم، گفت : حدود ۲۵ سال پیش شهرداری تهران میخواست پارکی را در نزدیک پل رومی بسازد ، یک خانه بزرگی در همان حوالی بود که این خانه مالک اش در خارج از کشور زندگی می کرد . یکی از شهرداران وقت تهران برای من تعریف می کرد که به معاونم گفتم برو صاحب آن را پیدا کن و ببین مالکش کیست ، هفته بعد آمد و گفت که مالکش در اتریش زندگی می کند . وقتی رفتم و با وی مذاکره کردم که شهرداری خانه شما را برای تبدیل به پارک و مکان فرهنگی می خواهد، مالک گفت؛ چون میخواهید استفاده عمومی کنید من این را در اختیارتان قرار می دهم وجهی هم نمی خواهم ، اکنون هر وقت از آنجا عبور می کنم می بینم بارگذاری سنگین روی آن صورت گرفته و ما اعتماد مردم را اینگونه از دست میدهیم .